.

اخبار عمومی
اعلام وصول 2
 
309478
تاریخ انتشار: 1402/08/16 19:47
یادداشت|محمد شریفی
،ترکیب"کاسمسایی"یا کاسه همسایی یک عبارت دو وجهی است کاسه+ همسایه، که در ترکیب،"ه"از آخر و اول هر دو واژه حذف شده و به صورت کاسمسایی در آمده است،کاسه همسایی به مرور زمان دچار دگردیسی و تخفیف شده است و به اختصار به ان کاسمسایی گفته می شود، مطابق این رسم، هر خانواده ای در هر وعده غذایی ناهار یا شام، اول از همه یک کاسه را پر می کرد برای همسایه ی نیازمند جدا می گذاشتند

پایگاه خبری عصرجهان؛ محمد شریفی با ارسال یادداشتی نوشت- قدیم قدیما که از برق و لوله کشی گاز و سوخت های فسیلی خبری نبود، هیزم (هیمه)تنها منبع سوخت برای پخت پز، روشنایی و گرما بخشی بود،انسان ها به مرور زمان چراغ های گِرد سوز را اختراع کردند، تا در شب ها و تاریکی از مصرف هیزم صرفه جویی کنند و به جنگل ها آسیب کمتری برسانند، کار چراغ های پی سوز ، اینگونه بود، که ظرف گردی که یک مقدار از نعلبکی بزرگتر بود را از سفال یا فلز می ساختند ، داخل آن را از پی (چربی بز)پر می کردند،فتیله ای پارچه ای از جنس قیطان یا کتان از آن عبور می دادند، سر آن را آتش می زدند و شعله ای که یک مقدار از نور شمع بزرگتر بود، فضای خانه را شب ها به کمک آن روشن می کردند۔آنهایی که یکجانشین بودند و در روستاهها زندگی می کردند، خانه ها را طوری می ساختند که داخل هر اتاق در وسط دیواری که روبروی درب ورودی اتاق قرار می گرفت دودکشی در دیوار تعبیه می کردند که به بام اتاق منتهی می شد،بخاطر اینکه باد و باران وارد اتاق ها نشود، چهار طرف روزنه ی بالای دودکش را به ارتفاع ۲۰سانتی متر بالاتر از سطح بام اتاق را با مصالح محکم بالا می آوردند و چهار طرف آن را به اندازه یک کف دست باز می گذاشتند و روی روزنه ی بالا سنگ بزرگی می گذاشتند، داخل اتاق ها زیر دودکش و هم سطح به کف اتاق، اجاقی در داخل دیوار به ارتفاع ۷۵ سانتی متر با اضلاعی به همان اندازه در چپ‌ و راست ان تعبیه می کردند،پخت و پز و آش پزی داخل هر اتاق انجام می شد و در فصل های سرد و برفی برای گرم نگهداشتن خانه چند هیزم درون اجاق قرار می دادند و با اشتعال هیزم ها خانه ها گرم می شدند،دودکش خانه ها چند کارکرد داشتند، کارکرد اصلی این بود که دود وارد خانه ها نمی شد، کارکرد دیگر دودکش ها این بود که همسایه ها در جریان نوع خورد و خوراک روزانه ی همدیگر قرار می گرفتند، خانه ای که نزدیکی های ظهر یا عصر از دودکش آن دود یا بویی از طبخ غذا بالا نمی آمد از دو حالت خارج نبود یا هیزم نداشتند یا خوراکی برای پختن نداشتند، همسایه ها با استشمام بوی غذا می فهمیدند که فلان همسایه ناهار یا شام مثلا کله پاچه، برنج، شوربا، آش دوغ، آب پیازی ، آب تُرشی، کله جوش و امثالهم بار گذاشتند، آنهایی که مناعت طبع داشتند،آتش اجاق را روشن می کردند و مقداری چربی گوسفند داخل آتش می انداختند، دود و دم آن بالا می رفت و با این تدبیر اقناع سازی می کردند که چیزی برای خوردن دارند، در حالی که شب را تا صبح با گرسنگی سحر می کردند،اما این حقه خیلی زود کشف شد، مردم آبادی ما و خیلی از آبادی های دیگر رسمی به اسم کاسُمسایی داشتند که هر روز خدا در دو نوبت ظهر و شب مناسکی تحت عنوان کاسمسایی داشتند که الزاما باید اجرا می شد۔ شاید بپرسید، کاسُمسایی چیست؟من هم اینهمه مقدمه چینی کردم که این رسم نیکو و فراموش شده را با زبانی ساده برایتان توضیح بدهم،ترکیب"کاسمسایی"یا کاسه همسایی یک عبارت دو وجهی است کاسه+ همسایه، که در ترکیب،"ه"از آخر و اول هر دو واژه حذف شده و به صورت کاسمسایی در آمده است،کاسه همسایی به مرور زمان دچار دگردیسی و تخفیف شده است و به اختصار به ان کاسمسایی گفته می شود، مطابق این رسم، هر خانواده ای در هر وعده غذایی ناهار یا شام، اول از همه یک کاسه را پر می کرد برای همسایه ی نیازمند جدا می گذاشتند، که از طریق همان دودکش ها متوجه در مضیقه بودن وی قرار می گرفتند،این رسم چون متقابل بوده و تبدیل به فرهنگ شده بود و همه ی خانواده ها بر اساس اشتیاق و علاقه و دیگر معیارهای انسانی خود را به آن متعهد و پای بند می دانستند، تبدیل به یک رویه ی معمول و عادی شده بود، طرفین با خوشرویی از آن استقبال می کردند، این رسم اسباب دوستی و روحیه ی هیاری و همبستگی دلسوزانه را نیز بارور می کرد، در رسم کاسمسایی خانواده های فقیر در الویت نخست قرار می گرفتند،اگر کسی ناهار یا شام کباب طبخ می کرد، الویت اولش زنان بارداری که ویار داشتند بعدش کودکان یتیم‌ در الویت کاسمسایی قرار می گرفتند،

یادم می آید سال ۱۳۵۴ که از آب و گِل درآمده بودم و تازه به مدرسه می رفتم، امور تحویل دادن کاسه ی سهم همسایه را به من محول کردند، نمیدانید چه کیفی می کردم وقتی کاسه را تحویل همسایه می دادم، مادر بزرگم حس بویایی قوی ای داشت و می گفت خانه ی فلانی و فلانی دیگی روی چاله(اجاق) نگذاشتند و از دریچه ی مطبخ(آشپزخانه) اتاقشان بویی از غذا به مشام نمی رسد، کاسه ی سهم آنها را کنار بگذارید۔یادش بخیر ، هنوز که هنوز است از تشخیص درست و دقیق پیره زن درود می فرستم۔

برچسب ها:
محمد شریفی ؛

بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*