اخبار عمومی
اعلام وصول 2
310137
تاریخ انتشار: 1403/01/06 19:27
چَترها را باید بست _زیر باران باید رفت جای خود را داد به پشت دریاها شهری ست_قایقی خواهم ساخت_خواهم انداخت به آب

پایگاه خبری عصرجهان_سال هاست که فَلک در تدبیر اُمورات زمینی و سماوی اهواز مانده است که "باران ببارد یا نبارد؟"

اگر امر به نباریدن باشد سَر و کَله دیو «گرد و خاک» در آسمان اهواز هویدا می شود و گلایه آحاد مردم تا عرش هفتم بالا خواهد رفت.

اگر فعل باریدن صرف شود مدیران دست استغاثه بالاخواهند بُرد که بارش پایه های زیرین میز ریاست را سست و لرزان و ما را پیش خلایق رسوا کرد و عملکرد کاغذی را ناکارآمد جلوه داد.

بارش باران رشته ها ما را پنبه کرد و شعارهای ما را تهی نمایاند و ما شدیم عین چهره بَزک شده ای که با آب باران رنگ رخسار و رویه زیبایش فرو ریخت و کرختی زیرین نمایان شد

شرح قصه اهواز معانی و مضامین اشعار سهراب سپهری را هم دگرگون و بعضا تبدیل به افعال معکوس کرد

حس عشقولانه بارش باران چنان بود که سهراب سپهری سرود:

چترها را باید بست 

زیر باران باید رفت

فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد

با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت

دوست را، زیر باران باید دید

عشق را، زیر باران باید جست

زیر باران باید با (⁉️) خوابید

زیر باران باید بازی کرد

زیر باران باید چیز نوشت،حرف زد،نیلوفر کاشت

زندگی تر شدن پی در پی

زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است.

اکنون به هنگام بارندگی مردم اهواز دیگر چنین حسی ندارند مدیران شهری خِجل از بیرون آمدن و شرمسار از دیدن اوضاع به جای بوی باران بوی فاضلاب شامه نواز به جای طراوت و زیبائی یکی تا زانو در گل و لای لجن، خانه ها در میانه آب، رانندگان در حال استخاره جهت تعیین مسیر تا از فرو رفتن در چاه و‌ چاله در امان مانند لذا حس عشقولانه اشعار بارانی سهراب سپهری برای مردم اهواز رنگ باخت جای خود را به شعر 

پشت دریاها شهری ست

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

داد

بنابراین نظام کائنات مُردد ماند که به آسمان اهواز فرمان باریدن دهد و یا نباریدن اگر ببارد چشم مدیران شهری گریان و اگر نبارد پهنه جلگه خوزستان نالان

و آسمان بر فراز اهواز حال روز پیرمردی را پیدا می کرد که دو دختر شوهر کرده داشت شوهر یکی کوزه گر و شوهر دیگری کشاورز

ز بهر سائلی بوده دو دختر

به هر زحمت بداده هر دو شوهر

یکی هم جفتِ مَرد کوزگر شد

و دیگر هم نفس با بَرزگر شُد

شوهر یکی که کشاورز بود باراش باران خوشه های طلائی گندم را وعده می داد لذا دختر به پدرش گفت: ببارد آسمان باران رَحمت

شوهر دختر دومش که کوزه گر بود و با بارش باران کسب و کارش مُختل می شد و این دختر به پدرش گفت: دعا کن ای پدر، باران نبارد

پدر دخترکان مردد ماند که دعا کند باران ببارد یا نبارد؟

مخلص کلام:

بارندگی های بهار امسال می توانست ترجمان تمثیل «سالی که نکوست از بهارش پیداست» داشته باشد اما ترجمان معکوسی به خود گرفت و چهره واقعی و بدون روتوش اهواز را هویدا کرد و عیار عملکرد مدیران شهری از طلای ناب به بدلیجات و «رتگل متگل» تبدیل کرد و پرده پوشش ناکارآمدی کنار رفت و آبگرفتگی معابر فریاد زد که حفاری ها و لوله گذاری چند سال اخیر آب در هاون کوفتن و پول دور ریختن است



کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*